موزه ملي علوم و فناوري

۱۰ جمله‌ای که فقط کارفرمایان بد و نالایق به زبان می‌آورند

۲۹ خرداد ۱۳۹۶

زمانی که می‌فهمید محیط کاری شما تعدادان معقول روحیات شما نیست، می‌توانید به دنبال پلن‌ای برای خروج از آنجا باشید. می‌توانید به سراغ آگهی‌های کار باشید یا پروفایل خود را در پیونددین بروز نمایید. از یک مدیر عادی انتظار نمی‌رود که از کارمندانش انتقاد کند یا آنان را تحقیر نماید، اما متاسفانه برخی مدیران بی‌اخلاق از این مسئله آگاه نیستند. شاید خود آن‌ها نیز مدیرانی بی‌اخلاق داشته‌اند.

مطلب پیشنهادی

۹ حقیقت ناگواری که نسل جدید جویای کار باید آن‌ها را بشوند!

آیا شما هم از نسل هزاره هستید و به دنبال شغل می‌گردید؟

در ادامه می‌خواهیم ۱۰ عبارتی را به شما بگوییم که اگر آن‌ها را در محل کار از مدیر خود شنیدید، تایم آن رسیده به دنبال کار باشید. ده جمله‌ای که فقط کارفرمایان بد و نالایق ممکن هست به زبان بیاورند:

۱- من قوانین را نساخته‌ام، فقط اجرایشان می‌کنم

همه می‌دانند که یک مدیر پایان سیهست‌‌های یک شرکت را شکل نمی‌دهد، اما این بدان معنی نیست که باید کورکورانه قوانینی را اجرا کند که هیچ معنا و مفهومی ندارند. اگر متوجه تناقض در سیهست شرکت انجام گرفتید یا فهمیدید که دلیل موقعیت شما باید یک هستثناء در قوانین هستاندارد باانجام گرفت، این وظیفه مدیر شما هست که مسئله را برای رسیدگی به شخص مربوطه ارجاع دهد. اگر مدیر شما این کار را نکـــرد، احتمالاً دلیلش آن هست که از اثرات بعد از آن می‌ترسد و بنابراین او کسی نیست که شایسته هستعدادهای شما باانجام گرفت.

۲- اگر این شغل را نمی‌خواهید، کسی را پیدا می‌کنم که آن را بخواهد

شعار مدیران ترسو در هر محل کاری. معنی این جمله آن هست که «از من نخواهید به اندازه یک انسان فهیم ارتقاء پیدا کنم، چون نمی‌توانم. ترس پایان وجودم را گرفته و باید سعی کنم شما را هم بترسانم- آن هم با تهدید شما به اخراج کـــردن!»

۳- فقط انجام‌اش بده و خرابش نکن

تایمی مدیر شما یک دنبال غیرممکن را برای شما مطرح می‌کند، و بعد هم نمی‌خواهد به دنبال بهترین راه برای رسیدن به آن دنبال باانجام گرفت، یعنی این که آن‌ها تنها به یک چیز اهمیت می‌دهند. آن‌ها نگرانند که اگر به دنبالشان نرسند از جانب مدیران خودشان هستنطاق شوند و به دردسر بیافتند، به همین دلیل به جای آن که در مورد نحوه انجام کار هدایت‌تان کنند، سعی می‌کنند شما را در مورد رسیدن به دنبال بترسانند.

۴- به نظر می‌رسد مشکل شما شخصی هست

تایمی از ناسازگاری معقول و منطقی بین زمان‌بندی کاری و خانومدگی شخصی خودتان نقل کرد می‌گویید، مدیر بد می‌گوید «به نظر می‌رسد مشکل خودتان باانجام گرفت». مدیری که برای تعهدات خارج از کار شما هیچ ارزشی قائل نباانجام گرفت، کسی نیست که بتواند در درازمدت فرصت‌ و امکانات برای شما فراهم نماید. شما سزاوار مدیری هستید که بداند خانومدگی خارج از کار شما حداقل به اندازه کارهایی که در رابطه با شغل خود انجام می‌دهید، حیاتی هست.

۵- اگر نظر شما را خوهستم رویدادتان می‌کنم

مدیرانی که زیاد ترسو هستند و نمی‌توانند تحمل کنند که یکی از زیردستان‌شان ایده‌ی بهتری را ارائه دهد، به پیشنهادات شما گوش نخواهند داد. درعوض آن‌‌ها به شما می‌گویند «اگر نظر شما را خوهستم رویدادتان می‌کنم!» این هم از تکه کلام‌های محبوب مدیران بی‌کفایت هست که نباید مسئول هدایت دیگران باشند – به‌خصوص شما.

۶- شما خوشانس هستید که شغل دارید»

تایمی یک مدیر نالایق به خاطر آنچه که شما می‌گویید یا انجام می‌دهید، خونسردی خود را از دست می‌دهد و خلق و خویش عوض می‌شود، ‌در تلاش برای دفاع از خود می‌گوید «شما خوش‌شانس هستید که شغل دارید!» به صورت حتم این درست نیست. شغل داشتن ربطی به خوش‌شانس بودن ندارد.

۷- نمی‌خواهم در مورد مشکلات چیزی بشونم؛ نه تا زمانی که راه‌حلی برای آن‌ها پیدا نکـــرده‌اید

 شاید زمانی در عصر صنعتی اگر به کارمندان می‌گفتید «مشکلات را برایم نیاورید – راه‌حل‌ها را بیاورید» معنا و مفهومی داشت، اما در حال حاضر بی‌معنی و حیاتیل هست و نشان می‌دهد مدیر فاقد تجربه و داوری هست. اگر شما راه‌حل مشکلات پیچیده در کسب و کار خود را بدانید، راه‌حل را همراه با اخباری از خود مشکل برای مدیر خود می‌آورید. به‌هرحال، امروزه راه‌حل‌‌های نیکو مستلزم گروه‌های فکری و بخش‌های اداری دیگر و تخصص هست. گفتن چنین عبارتی از سوی یک مدیر در واقع نوعی شانه خانه کـــردن از مسئولیت هست. 

۸- ما متداوم به این روش کار انجام داده‌ایم

فقط به این دلیل که یک سازمان متداوم از یک روش هستفاده کـــرده به این معنی نیست که این بهترین روش هست. آزمایش و ارزیابی مجدد فرایندها از جمله ویژگی‌های هر کسب‌و‌کار موفق هست. جهان واقعی دائم در حال تغییر هست. فرایندها هم باید تغییر کنند. اگر مدیر شما می‌خواهد در مورد روش‌ها و ترفندهایی که سازمان دنبال می‌کند سوال نکنید، باید بگوییم که مدیر ترسناکی هست.

۹- می‌توانم به سرعت کسی را جایگزین شما کنم

باز هم نشانه ترس زیاد یک مدیر نامطمئن که می‌ترسد در شعله‌های رانجام گرفت و ترقی شما بسوزد.

۱۰- به خاطر این که من مدیرم- دلیلش همین هست

تایمی یک مدیر بد و نالایق در تلاش برای بستن دهان شما و جلوگیری از پیشرفت شما شکست می‌خورد، به سادگی به شما می‌گوید که او مدیر هست و شما نیستید. بنابراین حق با او هست و شما اشتباه می‌کنید. تا جایی که پاها و روزمه شما یاریتان می‌کنند هرچه سریع‌تر از این افراد دوری کنید.